خواب دو عاشق | بلاگ

خواب دو عاشق

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

خواب دیدم توی یک رستوران نشستم، تک و تنها، و درست مقابل و البته خیلی دورتر، یک دختر و پسری با هم خلوت کردند و دائما همدیگه رو در آغوش می گیرن. بعد به این طرف و اونطرف نگاه می کنند و لب همدیگه رو یواشکی می بوسن. 

در این لحظه من خیلی با حسرت بهشون نگاه می کردم و تخیلاتم رو مرور میکردم که اگر یک دختر پیشم بود، چقدر بیشتر، از این کارها می کردیم. بعد از بیدار شدن هم شدیدا ذهنم مشغول شده بود که چرا برای هیچ انسانی مهم نیست که یک آقا پسر تک و تنها، توی یک پارک یا رستوران نشسته باشه؟ یعنی آیا کسی متوجه نمیشه که چقدر زندگی برای افراد مجرد و تنها - به خصوص از جنس مذکر - سخت میگذره؟

برام سوال میشه که چرا حتی یک نفری نمیاد پیشم و ازم بپرسه که تو چرا تنهایی و آیا نمیخوای یک دختر پیشت باشه؟ درست از 18 سالگی تا به حالا که 30 سالم تموم شده، منتظر بودم که شاید یک آدم بزرگتری دلش برای من بسوزه و بگه: من میتونم بهت کمک کنم که به یک دختر برسی! اما انگار آدم ها متوجه فشاری که روی ماهاست، نیستند.

.......

پ.ن: داره باز عید نوروز میشه و سال جدید. همیشه این دم آخر سالی، بیشتر از قبل، افسرده میشم. طی این 12 سال اخیر، همیشه اسفند ماه به خودم گفتم: دیگه آخرین سال غصه خوردن بود و این سال جدید، حتما یک دختری میاد پیشم، حتما یا ازدواج میکنم یا بالاخره با یکی دوست میشم. ولی نمیدونم باید از کجا دختر گیر میاوردم و چه جوری میشد که دختر خانمی رو پیدا کنم؟ نه همسایه ای، نه فامیلی، نه دوستی، هیچ کجا دختر نبود و همش احساس کردم که لابد معجزه ای میشه و شاید همین اینترنت اون دختری که مد نظرمه، جلوی راهم بذاره! ولی گشتم نبود، نگرد نیست!

نوشته شده توسط پسر بدشانس در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ |

...
نویسنده : بازدید : 26 تاريخ : سه شنبه 8 اسفند 1396 ساعت: 0:50