فشارِ جنسی

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

هنوز هم با اینکه نا امیدم و هیچ خبری از دوست دختر و همسر نیست، هر روز به بدن برهنه ی دخترها فکر می کنم... یک لحظه هم نمی تونم از فکرش خودم رو نجات بدم...

همش به سینه ها فکر می کنم، به این برآمدگیِ بالاتنه ی دخترها و نوک برجسته ش...

همش به وسط پای دخترها فکر می کنم... به سوراخ بزرگ و سوراخ تنگ کوچیک... دائما کنجکاوم و دوست دارم یک نفر به طور اختصاصی به من نشونش بده! یا برآمدگی های باسن یک دختر رو ببینم!

یادم میاد که اوایل بلوغ، خیلییییی اذیت میشدم... اون زمانی که نوجوون بودم و میرفتم بالای پشت بوم و یواشکی شلوارم رو میکشیدم پایین و به یک دختر خیالی میگفتم: بیا این رو بخور! بعد که می دیدم دختری وجود نداره، به خودم می گفتم: یه کم آروم باش، فقط 4-5 سال دیگه می تونی با دختر بخوابی و خلاص بشی!!

یا وقتی پدرم ما رو با ماشین تا مشهد می برد و وسط راه موقع دستشویی همش به آلتم نگاه می کردم و میگفتم: کاش الان یک دختر بود و مال من رو فقط می دید!! یا زمانی که از حموم در میومدم، با بدن برهنه میرفتم جلوی آینه ی قدی و دائما به آلت تناسلیم خیره میشدم! میگفتم: کاش یکی باشه و این رو ببینه! 

این روزها هم هنوز فکرم انقدر مشغوله که نمی تونم روزی یک کلیپ ایرانی نبینم... نمی تونم اصلا به بدن دختر فکر نکنم... و وقتی اون اتفاق برام می افته، یکهو به خودم میگم: تو الان باید زن داشته باشی، تو الان خیلی وقته که باید به کنجکاوی های چندین ساله ت پایان می دادی... و کلی دلم برای خودم میسوزه و میگم: لعنتی! خیلی گناه داری!

توی همین کلیپ های ایرانی، پسرها راحت یک دختری رو به خونه ی دانشجوییشون آوردند و چند نفری حال و حول می کنند. یا دخترها با کمال میل آلت پسرها رو میخورن و هر کاری که پسر میگه گوش میدن! اما درد و زجر اینجاست که باید با حال و حول کردن آدمهای دیگه، خودارضایی کرد! باید دائما تصاویر و فیلمش رو دید، نه واقعیش رو! 

مگه ما انسان نیستیم؟ مگه ما دل نداریم؟ مگه ما زودتر از بقیه ، همه چیز رو نفهمیدیم؟ پس چرا هیچ کسی وجود نداره؟

جنسینگ فشار خون,...
نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت: 6:14

close
تبلیغات در اینترنت