بنده ی خدا، من!

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

وقتی فیلم های قدیمی خانوادگی رو از روی هارد کامپیوتر، مرور میکنم، خیلی غصه می خورم. فیلم مال 17-18 سالگیمه و دارم با خواهرم در مورد اینکه زن میخوام، دردو دل می کنم! درست همینجایی که الان لپ تاپم هست، نشستم و از همون موقع دارم وبلاگ نویسی می کنم و توی اینترنت با دخترها دردودل می کنم یا کلیپ می بینم و خودارضایی میکنم!

حرفهام هم ثابته و غصه خوردنم هم ثابته... 11 سال، خیلی زیاده... هر روزش با سختی و غصه و صبر کردن برای رسیدن به جنس مخالف گذشته!

به خودم میگم: خیلی گناه داری، خیلی بنده ی خدا هستی! ... واقعا باورش سخته که هنوز داری کلیپ پورن نگاه می کنی، و هنوز با حسرت، دلت میخواد طعم واقعی سکس رو بچشی! ... باورش سخته که هنوز مجبوری خودارضایی کنی.... هنوز یک بار هم از نزدیک و واقعی، اندام جنس مخالف رو ندیدی و با یک جنس مخالف حرف عاشقانه نزدی.

دیگه موهای سرت داره میریزه، کم کم تارهای سفید پیدا میشه... دیگه داره صورتت چین و چروک پیدا می کنه... دیگه بچه های متولد 77 که نینی کوچولو توی بغلت بودند، دانشجو شدند و به سن اون زمانت رسیدند، اما هنوز آرزو داری که "کاش یه دختری بود و پیش من می خوابید!" 

بدشانسی اینجاست که اون دخترهای خوب و خوشگل و خوش تیپی که دائما آرزوشون رو داری، هیچ موقع مال تو نیستند. اگر توی خانواده ی سنتی و مذهبی باشی، طبیعتا گزینه های ازدواجت میشن دخترهای چادری. از بین دخترهای چادریِ مذهبی هم، اون کسایی ممکنه زنت بشن که اصلا مورد پسند نیستند. 

شاید مقصر خودمم که گفتم: یا اونی که میخوام، یا هیچ کس! اینجوریه که کیسی وجود نداره و تنها می مونم.

..........

پی نوشت: احتمال میدم به زودی ام اس بگیرم و فلج بشم. امروز دوبار تعادلم رو از دست دادم، یک بار موقع افطار (چون روزه بودم) و میخواستم ظرف شکر رو بردارم که کل شکر پخش زمین شد، یکبار هم داشتم بشقاب غذا رو می بردم که بشقاب از دستم افتاد! ... میگن ام اس بخاطر اعصاب و فشار روحیه... چند وقت دیگه همین سلامت رو هم ندارم و به روزایی فکر می کنم که من کاملا سالم و سرحال بودم، اما باز هم یک دختر زیبا پیشم نیومد! و اون موقع دیگه همین نیمچه امید برای نوشتن توی وبلاگ رو هم از دست میدم.

خدا بنده ی من نماز شب بخوان,...
نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت: 7:25

close
تبلیغات در اینترنت