کاش مثل بچگیا بود

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

کاش روابط دو جنس مخالف، درست مثل ایام مهدکودک بود. نه دختر احساس می کرد که پسر دنبال آزار و سوء استفاده ی جنسی ازش هست و نه پسر احساس می کرد که دختر دنبال تیغ زدن و خالی کردن جیبش! 

با همون سادگی و لطافت کودکی - که حس شهوت و کلکی در کار نیست - میشد دوستِ یک دختر بود و باهاش بازی کرد، دستش رو گرفت، بهش برای سوار شدن توی ماشین کمک کرد، بردش پارک، موهاشو شونه کرد، باهاش قدم زد و جلوی مزاحم ها ، ازش دفاع کرد.

اصلا هم نیاز به این همه منت گذاری از جانب پسر یا دختر نبود، اسمش هم خیانت و عشق و هوس نبود. 

من دخترها رو خیلی دوست دارم، و دلم میخواد با دنیاشون و افکارشون و علاقه مندی هاشون آشنا بشم. ولی اگر بگم دختر رو دوست دارم لابد محکوم میشم به هوسرانی! نه، من فقط انسانی از جنس خودم که مقداری لطیف تر و ظریف تر و بانمک تره رو دوست دارم.

من دوست دارم همچین انسانی کنارم باشه تا بی مزد و منت، بغلش کنم، بوسش کنم، نوازشش کنم. اما در قبال این خدمات رسانی و محبت های داوطلبانه، از من مدرک و خونه و کار و پول و ده ها چیز دیگه نخوان. درست مثل دنیای کودکی.

آیا نمیشد این وسط دین رو فاکتور گرفت و بیخیال روابط متعارف محرم/نامحرمِ دینی شد؟ باور کنید من هنوز هم همون کودک دبستانی هستم، با همون زلالی و بدون حس اذیت و آزار نسبت به جنس مخالف. چرا یکدفعه گفتند بزرگ شدی و حق نداری به سمت هیچ دختری بری؟ چرا ما دوجنس رو انقدر از هم ترسوندند و جدا کردند؟

نوشته شده توسط پسر بدشانس در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ |
...
نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 9:43

close
تبلیغات در اینترنت