ای خدااااا | بلاگ

ای خدااااا

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

گاهی آدم دلش میخواد، یه کسی رو صدا بزنه و بگه: خداااااااا، تو یه کاری بکن! اما وقتی می فهمی که خدایی وجود نداره، یا خدا کاری به کارت نداره، بیشتر دلت می گیره.

اگه فقط یک دختر توی زندگی من بود، اگه 10 سال پیش یک دختری مثل فیلم "رویای خیس" عاشق من می شد، من الان دکترامو گرفته بودم. اگه یه دختر انسان و آدم پیدا میشد که انقدر با من کل کل نمیکرد و خود من رو دوست میداشت و انقدر شرط نمیذاشت، و مثل همه ی پسرها که کنارشون یک دختری هست، پیشم می بود، من زندگی و جوونیم رو میکردم.

واقعا این حق من نیست که هم در دوران کودکی و نوجوونی، این همه مصیبت و آزار روحی ببینم و هیچ کسی محبتی نکنه، هم در دوران جوونی و بزرگسالی تنهای مطلق باشم. این حقش نیست که کسی من رو دوست نداشته باشه.

هی میگم این وبلاگ رو تعطیل کنم که لااقل مخاطبین نامردش، انقدر به من توهین و هتاکی نکنند، بعدش به خودم میگم: کجا رو داری؟ کی رو داری که بهش بگی؟ کسی هست که حرفاتو گوش بده؟ با همین فحش دادن ها و نصیحت کردن ها میسازم و باز هم صبر میکنم. 

گاهی برادر کوچیکترم میگه: تو یا خالی می بندی که دوست دختر نداری، یا اگر کسیو نداری خیلی بیچاره ای. میگفت من که 6 سال کوچیکترم، افسرده و داغون شدم و دیگه کم آوردم، وای به حال تو.

من خیلی مظلومم... این رو شک ندارم که اگر یک داور بیطرفی بود که من رو نظاره میکرد، برای من هر روز اشک میریخت.

نوشته شده توسط پسر بدشانس در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۶ |
خدااااا,...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 9:16